پیچید عطر و بوی گلهای اقاقی
وقتی گذر کردی از اینجا اتفاقی
دیوانه ات شد عاشقت شد گریه ها کرد
هر کس که چشمش کرد با چشمت تلاقی
رفتی گذر کردی ندیدی خاطراتت
می ماند روی دستهای کوچه باقی
رفتی شکستی حرمت آیینه ها را
رفتی نشاندی روی برگ لاله داغی
ما سر به زیر و ساکت و خاموش بودیم
جای قدم های تو ما را کرد یاغی
* * * * * * *
ای قاصدک ها قاصدک ها با شمایم
آیا از این دیوانه میگیرد سراغی؟!!!
صحرا
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 21:8 توسط هادی میرزایی
|

